Friday, October 11, 2013

چند شبه درست نخوابیدم 
گرد داغی روی صورتم نشسته 
در اتاقو بستم رو خودم 
یه حبه انگور دهنم میزارم  
ترد و شیرینه 
شراب، انگوریه که دیوونه شده 
تلخ و شجاعه یه گرمی بی حال تو تن آدم می پیچه 
میخام دیوونه بشم 
همه چیزیم دیوونه بشه 
زندگیم، عشقم، کارم 
دیوونگی، یه شانس بزرگه مث خود زندگی 
مث خود عشق 
مث همین کتاب تو دستم.  
این شعر تحت تاثیرخواندن شعرهای  چارلز بوکاوسکی نوشته شد.

No comments:

Post a Comment