چند شبه درست نخوابیدم
گرد داغی روی صورتم نشسته
در اتاقو بستم رو خودم
یه حبه انگور دهنم میزارم
ترد و شیرینه
شراب، انگوریه که دیوونه شده
تلخ و شجاعه یه گرمی بی حال تو تن آدم می پیچه
میخام دیوونه بشم
همه چیزیم دیوونه بشه
زندگیم، عشقم، کارم
دیوونگی، یه شانس بزرگه مث خود زندگی
مث خود عشق
مث همین کتاب تو دستم.
این شعر تحت تاثیرخواندن شعرهای چارلز بوکاوسکی نوشته شد.
No comments:
Post a Comment